قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

318

تاريخ نگارستان ( فارسى )

حاصل گشته بود . شهزاده آن جوهر بىبها را با ديگر پيشكشها بدرگاه امير فرستاد و موسى در حين فرصت آنها را گذرانيده همگنانرا در ديدن آن در يگانه كه دال بود بر كمال قوت طالع صاحبقران عديم المثال حيرت دست داده بدين دو بيت مترنم گشتند . نظم : سالها بايد كه تا يك سنك اصلى ز افتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن قرنها بايد كه تا صاحبقرانى چون اويس * يا چو سلمان بندهء از فارس خيزد يا قرن [ 540 - پديد آمدن كان لعل در بدخشان » ] 540 تنبيه در جواهرنامه مذكور است كه از قديم الايام كان لعل چون مكان عنقا و كبريت احمر بينام و نشان بود تا آنكه در بدخشان زمان يكى از عباسيان زلزلهء شديدى دست داده مصداق مؤداى وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها هويدا گرديد و در خلال آنحال در يكى از جبال آنجا كه آن را ممكنان خوانند سنك سفيدى كه وعاء لعلست بصفحهء ظهور رسيد لاجرم شرايط تفحص بتقديم رسانيده كان نهان آشكارا و عيان گشت . [ 541 - مسخر كردن امير تيمور بغداد را » ] 541 من البدايع چون امير در يكسال ملك شام را از فرمانروايش بگرفت و بغداد را مسخر ساخته قتل‌عام بتقديم رسانيد چنان كه در آن ديار از ديار اثر نگذاشته و زمستان در قراباغ قشلاق كرد در آن اثنا ارادهء تسخير روم از خاطرش سرزد امراء و اركان دولت كه اينمعنى را آگاه بودند بتوسط مقربان معروض داشتند كه اكنون سه سال شد كه همواره لشكر در زحمت يورش و تشويش جنك و جدالند و عرصهء روم مملكتى است عريض و پادشاه آنجا را نسبتى بديگر سلاطين نيست چه از كمال ابهت و كثرت و عدت و حشر از ساير قياصره و جبابره ممتاز است و نيز مظنهء اهل نجوم آنست كه لشكر جغتايرا از يورش روم بيم ضرر است صاحبقران چون آن يورش را با خود مصمم داشته بود از آن سخنان اعتبار نگرفته بنابر رفع عائله امرا و نوئينان عبد اللّه لسانرا خواسته حقيقت را سئوال كرد وى كه در شهور و سنين چون او شهابى از افق اخترشناسى طالع نگشته بود . نظم : همه زيج فلك جدول بجدول * باصطرلاب حكمت كرده بدحل معروض داشت كه ذوذوابه در برج حمل ظاهر مىشود چنان كه از آخر روز تا انذهاب شفق مينمايد و حكم آن در رسائل استادان اين فن بتخصيص محى الدين مغربى مسطور است و آن نسخه را بمجلس آورده در آنجا مرقوم بود كه ذوذوابه در برج حمل دالست بر آنكه لشكرى از جانب مشرق بروم مستولى گردد و والى آنجا اسير شود لاجرم اينمعنى صاحبقران را خوش افتاده باستصواب رأى صواب نما و مقتضاى الفريضة تمر و امر السحاب آن نيت را بامضا رسانيد و روز يكشنبهء هفتم شعبان سنهء 804 اربع و ثمانمأة موافق روز نوروز سلطانى